کـیـمـیـای سـعـادت
از پرده اگر ماه پری چهره بر آید
با غمزه مستانه خود جلوهگر آید
ما دگر از هجرت او شکوه برآید
از غیبت اگر ماه فروزنده در آید
بیا مهدی جان!بیا ای خورشید پشت ابرها نهان،ای ناجی از نظرها
غایب،ای یاور مستضعفان،ای صاحب فضل وکرم،ای عهدار دین نبی
علیم،ای منتقم خون حسین بیا،عمری است که به انتظارت نشسته ایم
مولا جان!
نیمه شعبان امسال هم کوچههای شهر را به انتظارت آذین بسته ایم و
بر آستان در نشستهایم واماده پذیرایی از قدوم سبزتان میشویم وبرای
دیدن جمال دلربایتان وشنیدن صوت زیبایتان ثانیه ها را میشماریم
تاکی بر ما خرابه نشینان گلخن دنیا، نظری اندازی که کشتی امید ما ،در
ساحل انتظار است.ما به انتظار روزی نشستهایم
که تو بازآیی و واژه انتظار را از قاموس حیات پاک کنی به امید آن روز
ای یوسف زهرا !
بازآی که چشم ما چون یعقوب در هجر تو سرشک غم به دامان میریزد.
دل ما کربلاست، سینه ما بقیع وچشم ما فرات.
ای دادخواه شهیدان عشق! ای زائرغریب گلزار بقیع! ای نگاه حسرت
توسوار بر امواج فرات! ای پناه خستگان!
ما به خون نشستگان تیر مژگان توایم که دل ما را ناوک مژگان تو شکسته
است عمری است در انتظاریم و بیقرار، از عشق تو چون لاله داغداریم و
دل خون؛ عمری است در سراپرده دل در حسرت دیداریم و از هجر تو
بیمار .
ما در هجر تو، با دیده خونباریم
در عشق و وفاداری، ما شهره بازاریم
تو یوسفی و ما هم، مشتاق و خریداریم
در دایره قسمت، ما نقطه پرگاریم
Design By : Pichak |