لبیک،اللهم لبیک،لبیک لاشریک لک لبیک، ان الحمد والنعمه لک والملک لا شریک لک لبیک

مسافرم، مسافر شهر پیامبر رحمت ،شهرعشق ومحبت، شهر کریمان اهل بیت ،شهر مادر کرامت وشهامت وشهر سخاوت و شجاعت مردان خدا.
آنجا که جنت دوم خدا بعد از مکه است، وبوی گل وریحان در کوی برزنش پیچیده وصوت هزار با ندای منادی در گلدسته هایش طنین انداز است.
انجا که یکی از مقدس ترین بقعه های زمین است گرچه با شمع وچراغ بیگانه است.
انجا که با الفبای مهر وغربت آشنایی دیرینه دارند.
آنجا که نگین درخشان در آغوش جنت المدینه با صلابتی به عرش رفته ومقام ومنزلت وارجمندی کسب کرده است.
آنجا که قلب آسمان و زمین است وجایگاه مادر بهشت اما کجا ؟؟
آیا میتوان صدای نجوای آرام علی(ع) را شنید که در کنار تربت مطهر زهرا (س) درد دل میکند باید ادب کرد عشق فرمان میدهد معرفت چنین حکم میکند در کنار تربت گم شده بانوی آسمانی آهسته زمزمه کنیم وظهور فرزند برومندش را از خداوند بخواهیم تا بیاید وانتقام مادره مظلومه اش را بگیرد.
برام دعا کنید تا معرفت لازم را برای زیارت کسب کنم، نایب الزیاره همه دوستان عزیز هستم.


سلام بر فاطمه! سلام بریگانه دخت نبوت (ص)وبهانه خلقت! سلام بر مادر خوبیهاوسلام بر بانوی مهربانیها
صدف وجود پیامبر اکرم (ص) مرواریدی بس گران به عالم هدیه داد که حوران بهشتی از شباهتشان به او بخود میبالند وزنان زمینی را باید که پیشانی بر خاک گذارند که از جنس ایشان گوهری گرانمایه پا به فرق زمین پانهاده است.
سخن گفتن از مقام شامخ ام ابیها(س) وسیده زنان عالم کاریست بس سخت که زبان از بیان فضائل وصفاتش ناتوان است .
آیا برای چنین کسی که دریاها توان حمل فضائلش راندارند و آسمانها در برابر کمالات او کوتاهند میتوان چیزی نگاشت؟؟
هریک از صفات پسندیده اش نامهای زییبنده ای را بر وجود نازنین ومقدسش حک میکرد

فاطمه ! هم او که عصمتش فوق عصمت انبیاء وحجاب وعفتش بیش از آنست که بوصف آید .
اوج عظمت وجمال او نظر هر صاحنظری را بخود جلب میکند واوصاف حمیده اش همچو بارانی فراگیر ،بر عام وخاص، رحمت خویش را ارزانی میدارد.
در وصف مقامش همین بس که والاترین مخلوق الهی پیامبر آسمانی ،طلایه دارقرب الهی،بر دستش بوسه میزند تا به عالمیان نشان دهد که این دست را بوسه نبی خاتم سزاوار واکرام اشرف المرسلین را شایسته است .اوست که قبله زنان عفیفه گردیدتا همگی نماز حیا وعفاف را بسوی او اقامه کنند.
میلادش بر رهپویان حضرتش ومادران بزرگوار تبریک وتهنیت باد




امروز داشتم برنامه بسوی ظهور را میدیدم برام جالب بودبحثی با عنوان اندیشه مهدویت اسیبها وتهدیها بود بحثی در مورد افرادی که مدعی دروغین مهدویت بودند وانچه که در همه این مدعیان دروغین یکسان بود استفاده از ساده لوحی افراد بود که با خرافات، اندیشه های نادرست ،مهدویت، را به طرفدارانشان القا میکردند واز آنها برای منافع شخصی خودشان استفاده میکردند. این عدم شناخت درست از امام عصر هست که باعث بروز چنین اتفاقاتی میشود.
ولی ما بعنوان یک منتظرچقدر امام زمان خود را میشناسیم؟؟ وظیفه ما بعنوان یک منتظر واقعی چیست؟؟
به این یاد نوشته سید مهدی شجاعی افتادم که میگفت:
بلای عصر ما غیبت نیست بلکه غفلت است
کدام عاشقی بی یاد معشوق زیشتن می تواند؟
کدام عاشقی بی خاطره معشوق میتواند یک لحظه سر کند؟
کدام عاشقی هرگاه به یاد معشوق میافتد ومحبوب را در ردیف امور روزانه خویش می بیند؟
کدام عاشق هجران کشیده ای خورد وخوراک وخواب ولذت می فهمد؟
این ننگ وعار برای معشوق نیست که از معشوق بشنود که ما توراازیاد نمبریم.
ومراعات تو را فرو نمی گذاریم واو......... واوبی اشتیاق زیارت معشوق سرکند و یا او را فروبگذارد؟
این اوج بی معرفتی محب نیست که بداند و بشنود که محبوب بهشادمانی او شاد میشود با اندوه او غمگین میگردد مریضی اش محبوب را بیمار میکند هر گاه دست بر دعا بر میدارد محبوب آمین میگوید وآن زمان که سکوت میکند محبوب بجایش وبرایش دعا میکندو او سر ازپای نشناسد وقالب تهی نکند؟
آری بلای جانسوز عصر ماغفلت است غیبت نیست او غیب نیست
پرده بر چشمهای ماست چه کسی صادقانه دست بر دعا آورده ومخلصانه امام خویش را طلب کرده وپاسخ نگرفته است؟...
هرکس بقدر جام معرفت خویش از دست امام نوش میکندامام دست نیافتنی نیست دستهای ما بسته است
امام در پرده ی غیبت نیست پرده بر چشمهای ماست وآنچه ما رااززیارت محروم میکند غیبت نیست غفلت است.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[2/4/1387- 11:45 ع] سلام بر مادر پاکیها ومهربانیها...
[24/3/1387- 2:38 ع] بلای عصر غیبت، غفلت!!
[آرشیو شده ها]















.jpg)