تو به حقّ دانا باش و بدان عمل کن، خداي سبحان تو را مي رهاند . [امام علي عليه السلام]
پنجشنبه 27 ارديبهشت 1386 , ساعت 7:32 عصر


 



بنام او که وجودش صفاست ،عهدش وفا، ومحبتش کيميا ست




 
الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها


ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم


پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات


 ت: تدبير براي ديدن افق فرداها


ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارنده ها


ج: جسارت براي ادامه زيستن


چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه


ح: حق شناسي براي تزکيه نفس


خ: خودداري براي تمرين استقامت


د: دور انديشي براي تحول تاريخ


‌ذ: ذکر گويي براي اخلاص عمل


ر: رضايت مندي براي احساس شعف


ز: زيرکي براي مغتنم شمردن دم ها


ژ: ژرف بيني براي شکافتن عمق درد ها


س: سخاوت براي گشايش کار ها


ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج


ص: صداقت براي بقاي دوستي


 ض: ضمانت براي پايبندي به عهد


ط: طا قت براي تحمل شکست


 ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف


ع: عطوفت براي غنچه نشکفته باورها


غ: غيرت براي بقاي انسانيت


ف: فداکاري براي قلب هاي درد مند


ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل


ک: کرامت براي نگاهي از سر عشق


گ: گذشت براي پالايش احساس


ل: لياقت براي تحقق اميد ها


م: محبت براي نگاه معصوم يک کودک


ن: نکته بيني براي ديدن ناديده ها


و: واقع گرايي براي دستيابي به کنه هستي


ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها


ي: يک رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترک


+ ...!!

چهارشنبه 5 ارديبهشت 1386 , ساعت 6:10 عصر


هوالمحبوب



هنوز هم وقتي قلب شيشه اي احسا سم را با سنگ نا مهربانيها مي شکنند


شمع آرزو هايم را با جرقه اشک روشن مي کنم و در اقيانوس ژرف خيال


سوار بر زورق انديشه تا فراسوي دشت آرزوها سفر مي کنم


راستي چه خوب بود اگر من هم بالهائي به سپيدي نور و به لطا فت پر پروانه


داشتم در اين صورت تا آبي آسمان عشق تا سرزمين کبو تران عاشق آنجا که کينه و


ريا جواز ورود ندارد پر مي زدم آنجا که پلاک خانه دلها عشق است...


 




ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[25/5/1387- 12:53 ع] اقا جان! دست دلم را بگير..
[15/5/1387- 7:40 ص] به بهانه روز پاسدار...
[1/5/1387- 10:38 ع] سفري که يه خاطره شد!
[آرشيو شده ها]