
تيغ سراسر دژخيم زمان فرق عدالت را شکافت ومحراب عشق لاله گون گشت
وفرياد قد قتل آسمان وزمين را پر کردوجهاني راغرق در ماتم واندوه ساخت.

يا علي!
رمضان با نام بزرگ تو پيوند خورده هست هر روز صداي زخمي تو از گلوي زخمي
مناره مسجد کوفه شنيده ميشودتو که هر روز پيام نيکي وپارسايي وعشق را در نهانخانه دل زمزمه کردي.
اي معناي روزه اي تجسم ماه صيام پس از قرنها هنوز با خاطره عدالت تو زندگي ميکنيم
هنوز به انس داريم اي پيشواي پيشوايان!
يا علي! در اين ليلي قدرحزن واندوه امانمان را بريده هست
دو رکعت نماز عشق بپا ميداريم که رمضان بماند.

قدر يعني تنفس در هواي لطيف الغوث والعفو ونشستن در زير باران فيض لا يزالي!
ليالي قدر دروازه گشوده عرش را، به مومنان خبر ميدهدوبه انسان ياد اورميشود
که جامعه معصيت پر شده از روح ناپاک به انسان ياد آور ميشود
که جامعه معصيت از تن وروح برکن وتوبه
کن وسهم خود را از رحمت خدا بر گير.



اي آرزو ومطلوب من!واي خواسته ومقصودمن!
بدرگاه تو آمده ام وشکايت کنم از نفسي که بسيار به زشتي فرمان دهد
وبه سوي گناه سرعت گيردوبه معصيتهايت حريص است
وبراي خشم وغضبت نمايش دهنده ومتعرض است
ومرا به راه هلاک افکنده ومرا به راه تو خوارترين هلاک شونده قرار داده.
اين نفس بسيار بيمار وداراي آرزوي بسيار است.اگر به او شري رسد بي تابي وجزع کند واگر خيري او را رسد مانع شود.بسيار به لهو ولعب رغبت دارد وپراست از غفلت واشتباه.به سرعت مرا به گناه کشاند وبراي توبه امروز وفردا کند.
پس قسم به عزتت براي گناهانم جز تو آمرزنده اي نيابم وبراي شکستم غير تو را جبران کننده نبينم.وبه تحقيق خضوع کنم به درگاه تو به توبه وبازگشت به سوي تووبا خواري ومذلت به تو روي آورده ام پس اگر برانيم از درگاهت پس به که پناه آرم؟ واگر مرا از پيشگاهت طرد کني پس به که پناه آرم؟
پس وااسفا از خجالت وشرمندگي ومفتضح شدنم وواحسرتا از عمل وکردار زشت من!
از تو خواهم اي آمرزنده ي گناه بزرگ !واي جبران کننده ي استخوان شکسته!
که ببخشي برايم گناهان مهلکم را وبپوشاني بر من زشتيهاي پنهاني فضاحت بارم را ومرا در عرصه ي قيامت از خنکي عفو وآمرزشت دست خالي مگردان واز زيبايي گذشت وپرده پوشيت محروم مکن.
خدايا!
بر گناهانم ابر رحمتت را سايه انداز وبر عيبهايم ابر رافت ومهربانيت را بفرست.
معبودا!
آيا برده وبنده فراري جز به سوي مولايش فرار کند؟ ويا آيا از خشم وغضبش جز او احدي پناهش دهد؟
الهي!
اگر پشيماني بر گناه باعث محو گناه است پس من برايت از استغفارکنندگانم تو را سزد که بر ما عتاب کني تا خشنودگردي.

خداي من!
به حق قدرتت بر من توبه ام بپذير و به حلم وبردباريت از من گذشت کن وبه حق علمت با من مدارا کن.
اگر گناه از بنده ي تو زشت است پس عفو از تو بسيار نيکو وزيباست.
خدايا !
من اولين کسي نيستم که معصيت کردم وتو از او گذشتي وبه درگاه کرمت آمده وتو بر او جود وبخشش کردي.
خداي من !
گناهان لباس مذلت وخواري به تنم پوشانده ودوري از تولباس مسکنت در برم کرده وجنايت عظيم قلب ودلم را مرده ساخته.پس به توبه وبازگشت به خودت زنده اش گردان
اي اجابت کننده ي درماندگان !
اي برطرف کننده ي اندوه وپريشاني!
اي در نيکي بزرگ!اي داناي به آنچه نهان است!
اي خوب وزيبا پرده پوش!
تو را به جود وکرمت به درگاه خودت شفيع آوردم وبه پيشگاه تو ومهربانيت که در نزد تو است توسل جويم.
پس دعايم را مستجاب گردان واميدم را در باره ات قطع مکن ومحرومم نگردان وتوبه ام را بپذير واز گناه وخطايم به رحمت وکرمت درگذر.
اي رحم کننده ترين رحم کنندگان
برگرفته از مناجات خمس عشر
|
هوالمحبوب سپاس خدائى را که رمضان را براى ما ماه تزکيه قرار داد سپاس خدائى را سزاست که ماه خود رمضان را، ماه صيام و روزه، و ماه اسلام، و ماه تزکيه، و ماه تصفيه و پاک کردن (از گناهان)، و ماه قيام و ايستادن (براى نماز در شبها يا به پا خاستن در احياى اسلام و جهاد در راه خدا) را يکى از آن راههاى احسان قرار داد، آن چنان ماهى که قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالى که براى مردم راهنما (ى از گمراهى) و نشانههاى آشکار رهبرى، و جدا کننده ميان حق و باطل است.
|
بوي بهار مي آيد
آسمان همه رحمت است ، همه روشني و زمين پهنه اي از نور در اين ضيافت عاشقانه !
و من نمي دانم از کجاي اين فصل عاشقي بايد بنويسم ، که چون نظر مي کنم همه شور است و بي قراري از آن هنگام که دلدادگان يار سحرگاهان ديده از خواب برمي گيرند و عاشقانه در دل شب با آن يگانه بي همتا راز و نياز مي کنند ...
يا از آن لحظه که دهان از طعام فرو مي بندد و دل از غير او مي شويند. نمي دانم از کدام لحظه بگويم......
" بهار دل است اين ماه رحمت " رمضان با آمدنش شميم بهشت را به ارمغان مي آورد و روزه داران را در حريم خلوت دلدادگي شوري دوباره مي بخشد.
اما... چگونه اين فاصله را طي کنيم؟ نشاني اين فصل بي خزان را از کجا بجوييم و چگونه باشيم از آنانکه در اين ماه رحمت ، آيينه قلبشان از زنگار سياهي تهي مي گردد.

پروردگارا !
مي دانم که وجودم را تاريکي گناهان پر کرده اما در پيشگاه تو نشسته ام ، تويي که بي کرانه نوري ، قلبم را به نور خود روشني ده .
بارالها !
در اين ماه صيام ، اين ماه رحمت مرا ياري کن تا در حريم نيايشت دل از غير برگيرم و از درياي معرفتت باده بنوشم و در ليالي مبارک قدر مشمول مغفرت بي دريغ تو باشم.
خدايا!
در اين ماه توفيق تقرب به پيشگاهتبما مرحمت فرماو از سهلانگارىهاو فريب شيطان حفظمان فرما.
آمين يارب العالمين
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[15/5/1387- 7:40 ص] به بهانه روز پاسدار...
[1/5/1387- 10:38 ع] سفري که يه خاطره شد!
[آرشيو شده ها]





.jpg)










